|
..:: سیمرغ ::.. |
|
من در دور دسترین جای جهان ایستاده ام! ... در کنار تو ! |
ماه من غصه نخور ! زندگی جزر و مد داره
دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره
ماه من غصه نخور همه که دشمن نمی شن
همه که پرترک مثل تو و من نمی شن
ماه من غصه نخور ، مثل ماها فراوونه
خیلی کم پیدا می شه کسی روی حرفش بمونه
ماه من غصه نخور گریه پناه آدماست
تر و تازه موندن گل ، مال اشک شبنماست
ماه من غصه نخور ، زندگی خوب داره و زشت
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت
ماه من غصه نخور ، پنجرمون بازه هنوز
باغچمون غرق گلای ناز و عاشقه هنوز
ماه من غصه نخور ، باز داره فصل سیب می شه
می دونم گاهی آدم تو وطنش هم غریب می شه
ماه من غصه نخور ، ماه ها که تب نمی کنن
ماه ها که از آدما کمک طلب نمی کنن
ماه من غصه نخور ، شمعدونیا صورتین
دلایی که عاشقن چون بشکنن قیمتین
ماه من غصه نخور ، سبک می شی بارون میاد
توی عاشقی باید نترسید از کم و زیاد
ماه من غصه نخور ، خاطره هامون کودکن
توی این قصه دلا یه وقتایی عروسکن
ماه من غصه نخور ، بازی زمین خوردن داره
کار دنیا همیشه تولد و مردن داره
ماه من غصه نخور ، گلا میان عیادتت
به نتیجه می رسه آخر یه روز عبادتت
ماه من غصه نخور ، خیلیا تنهان مثل تو
خیلیا با زخمای عاشقی آشنان مثل تو
ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه
ماه من غصه نخور خیلی ها تنهان مثل تو
خیلی ها با زخم های زندگی آشنان مثل تو
ماه من غصه نخور، حافظ واست باز مي کنم
شعراشو مي خونم و تو رو مداوا مي کنم
+ نوشته شده در ساعت توسط سایه |
::اول
خب دوستی که یک طرفه نیست! چرا نباید یک زنگ بزنه؟ چرا حتی یه اس ام اس کوچیک رو باید فراموش کنه؟ چرا جواب نمیده؟
بهمن
::دوم
از چند روز پیش به فکر هدیه تولدشم! اسب شاخدار که نشانی از خوش شانسیه! کاغذ کادوی دوستداشتنی رو دورش می پیچم! کارتی رو که بهم یه عالمه نشاط میده انتخاب می کنم! با دقت آدرس رو رو پاکت می نویسم و پست می کنم!
::سوم
بذار دیگه اولین نفر نباشم! موقع خوابیدن بهش زنگ میزنم تا همیشه یادش بمونه از قصد تولدش رو تبریک نگفتم!
::چهارم
اصلا بی خیال! بذار زنگ هم نزنم! شاید اصلا یادش نباشه !
فروردین
::پنجم
زنگ میزنم! گله میکنم از بی معرفتیت! حتی یه میسل کال! حتی اس ام اس!
اردیبهشت
::ششم
همه پرسیدن کنکور چه جوری بود و نتایج چی شد؟ پس چرا نپرسید؟؟
::هفتم
صورتک زرد رنگ آنلاین همیشگی مرحمت ایرانسل البته بدون مصرف!
تیر
::هشتم
می دونستی دوستیمون سه ساله شده در نهایت سکوت و دوری تو!
::نهم
سلام میده! میگه چه خبر! میگم رویا عروسی کرد! تو چه خبر! میگه بیمارستان بودم! انگشتم قطع شده!جراحی کردم!خوب میشه..
::دهم
دوستیمون اینجوری نبود میشا! وبلاگت رو کُشتی، خب مال خودت بود اختیارش رو داشتی! اما دلیل نداره دوستیمون رو بکشی!
پ.ن: می دونم حتی اینجا هم نمیای و نخواهی فهمید که راجع بهت نوشتم!
+ نوشته شده در ساعت توسط سایه |
آرزویم
"همیشه"
آرامش است
+ نوشته شده در ساعت توسط سایه |
به سان سیبی
مدام در ذهن من
چرخ می خوری!
+ نوشته شده در ساعت توسط سایه |
سه ساله شد!
و دوستی من و نوشین و سامان هم به سه سالگیش داره نزدیک میشه!
باز هم مثل همیشه یادم رفت تولدش رو!!
+ نوشته شده در ساعت توسط سایه |
عشق است و
امتناع
شور است و
امتناع
اشتیاق است و
امتناع
ذ
و
ب
می شوم.
+ نوشته شده در ساعت توسط سایه |