|
..:: سیمرغ ::.. |
|
من در دور دسترین جای جهان ایستاده ام! ... در کنار تو ! |
هنوز وقتی "او" گهگاهی قدم می گذارد و صدایی هر چند کوتاه از "او" کافیست که تمام شب من پر از کابوس ها شود!
طلسم شده ام! تمام خاطرات رژه می روند! تمام علامت سوال ها قد علم می کنند! و افسوس می خورم آیا می توانی آن تکه تکه های از دست رفته ام را برگردانی؟! و انگار پتکی از سه کلمه بر سر و رویم می زنند شاید اصلا کلامی نباشد که حتی به واژه آید و کلمه شود و آن هم سه تا! دقیق تر که نگاه می کنم اینجا کمی پایین تر از زبان خموشم می سوزد گلویی از سنگینی هق هق های فرو خورده! ........همین!
+ نوشته شده در ساعت توسط سایه
زمان محو می کند حتی انچه را که در طول زمان پیش آمده...
+ نوشته شده در ساعت توسط سایه