|
..:: سیمرغ ::.. |
|
من در دور دسترین جای جهان ایستاده ام! ... در کنار تو ! |
تمام حس هایم را اینجا تازه تر یافتم
عید که آمد
فکری برای آسمان تو
خواهم کرد
یادم باشد.روزهای آخر اسفند
دستمال خیسی روی ستاره هایت بکشم
و
گلدانی کنار ماهت بگذارم.
زندگی.همیشه که این جور پیچ و تاب نخواهد داشت
بد نیست گاهی هم دستی به موهایت بکشی
و با درخت و باغچه صحبتی کنی
پنهان نمی کنم که پیش از این سطرها
"دوستت دارم"را می خواسته ام بنویسم
حالا کمی صبر کن
بهار که آمد
فکری برای آسمان تو
و سطرهای پنهانی خودم خواهم کرد
کمی صبر کن
شاید هنوز هم بتوان به چشم دیگری خیره ماند و
سبز شد
در بهار نفسی چاق
در تابستان دلی قبراق
در پاییز چشمانی براق
و در زمستان آغوشی بی فراق برای هم آرزو کنیم

+ نوشته شده در ساعت توسط سایه |
آرام
رها!
همین جا!

+ نوشته شده در ساعت توسط سایه |
یه تجربه سه ماهه قشنگ!!
درگیر ی ها دغدغه ها آدم های متفاوت روزای رنگارنگ ! ... امیدوارم نتیجه اش راضیمون کنه!
چقدر بده تو یه لحظه هایی نخوای یه نفر کنارت باشه و اون موج استرس و ناراحتیت رو ببینه ولی پیش اومد دیگه!!!
یه مامان جدید پیدا کردم!! البته مامان یه شازده ی گله! اوووووووم مادر شوهر با طعم؟!؟!
+ نوشته شده در ساعت توسط سایه |